ترجمه "servire" به فارسی
be-dard khordan, khedmat kardan, حضوربهم رساندن بهترین ترجمه های "servire" به فارسی هستند.
servire
verb
دستور زبان
Soddisfare le richieste di. [..]
-
be-dard khordan
verb -
khedmat kardan
-
حضوربهم رساندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حمایت کردن از
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
- کار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " servire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "servire"
عباراتی شبیه به "servire" با ترجمه به فارسی
-
ʼebrat gereftan
-
دکتر میخواهم
-
kaniz · بنده · خادم · خدمتکار · نوکر
-
bandé · bardé · gholâm · ʼabd · بنده · نوكر · پسر بچه
-
پیشخدمت
-
رعيت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن