ترجمه "servo" به فارسی
bandé, bardé, gholâm بهترین ترجمه های "servo" به فارسی هستند.
servo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
bandé
-
bardé
-
gholâm
-
ترجمه های کمتر
- ʼabd
- بنده
- نوكر
- پسر بچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " servo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "servo" با ترجمه به فارسی
-
ʼebrat gereftan
-
دکتر میخواهم
-
be-dard khordan · khedmat kardan · حضوربهم رساندن · حمایت کردن از · دستگیری کردن · دستیاری کردن · شرکت جستن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به · کار کردن
-
kaniz · بنده · خادم · خدمتکار · نوکر
-
پیشخدمت
-
رعيت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن