ترجمه "star" به فارسی

ستاره, ستاره سینما, اختر بهترین ترجمه های "star" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Eccomi mentre faccio la rock star, anche se solo a casa mia. ↔ این منم که یه ستاره پاپ شدم، حتی اگه در خانه خودم باشم.

star noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    Eccomi mentre faccio la rock star, anche se solo a casa mia.

    این منم که یه ستاره پاپ شدم، حتی اگه در خانه خودم باشم.

  • ستاره سینما

    noun

    Eri una star, ricordi?

    تو یه ستاره سینما بودی ، یادته ؟

  • اختر

    noun feminine

    Poco più di dieci anni fa due gruppi di fisici e astronomi hanno cominciato a misurare la velocità con cui l'espansione dell'universo stava rallentando.

    حدود ده سال قبل، دو گروه از فیزیک دان ها و اختر شناسها تصمیم به اندازه گیری سرعت کند شدن اتساع فضا گرفتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " star " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "star"

عباراتی شبیه به "star" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "star" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

16 Senza dubbio conoscete bene l’esortazione che Paolo rivolse agli efesini: “Rivestitevi della completa armatura di Dio affinché possiate star fermi contro le macchinazioni [“astuzie”, nota in calce] del Diavolo”.
۱۶ شما مسلّماً با این سخنان پولُس خطاب به جماعت اَفَسُس آشنا هستید، که گفت: «اسلحهٔ تمام خدا را بپوشید تا بتوانید با مکرهای ابلیس مقاومت کنید.»
Non ti azzardare a dirmi di star ferma e pensare che ti ascolti!
تو حق نداری به من بگی دست رو دست بذارم و فکر کنی منم به حرفت گوش می کنم
Quei tizi cattivi di Star Trek, che...
... اون آدم بدا توی فیلم " پیشتازان فضا " که
Per noi è un grandissimo privilegio... essere qui stasera... a rendere onore al Dipartimento di Polizia di Star City.
افتخار داریم که امشب اینجا باشیم تا به اداره پلیس استارسیتی ادای احترام کنیم
Possono farlo piu'in fretta ai laboratori STAR.
توی آزمایشگاه استار میتونن سریعتر انجامش بدن