ترجمه "star" به فارسی

ستاره, ستاره سینما, اختر بهترین ترجمه های "star" به فارسی هستند.

star noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    Eccomi mentre faccio la rock star, anche se solo a casa mia.

    این منم که یه ستاره پاپ شدم، حتی اگه در خانه خودم باشم.

  • ستاره سینما

    noun

    Eri una star, ricordi?

    تو یه ستاره سینما بودی ، یادته ؟

  • اختر

    noun feminine

    Poco più di dieci anni fa due gruppi di fisici e astronomi hanno cominciato a misurare la velocità con cui l'espansione dell'universo stava rallentando.

    حدود ده سال قبل، دو گروه از فیزیک دان ها و اختر شناسها تصمیم به اندازه گیری سرعت کند شدن اتساع فضا گرفتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " star " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "star"

عباراتی شبیه به "star" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "star" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه