ترجمه "turba" به فارسی
آشفتگی, اختلال, اراذل و اوباش بهترین ترجمه های "turba" به فارسی هستند.
turba
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
آشفتگی
nounNon si erano mai sentiti turbati, quindi non potevano provare pace.
آنها هرگز آشفتگی احساس نکرده بودند، بنابراین نمی توانستند احساس آرامش کنند.
-
اختلال
noun -
اراذل و اوباش
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- انبوه
- بی نظمی
- جمعیت
- دسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "turba" با ترجمه به فارسی
-
باتیلوس · توربو
-
اختلالات متابولیک · بيماريهاي متابوليك · كتونخوني
-
tokhme morgh ʼammâmé · ʼammâmé · دستار · عمامه
-
دختری با گوشواره مروارید
-
mokhtal · moztareb · moʼazzab · parishân · âshofté
-
parishân kardan · ranjândan · âzordan · آشفتن · سختي · پریشان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن