ترجمه "turbante" به فارسی

دستار, عمامه, tokhme morgh ʼammâmé بهترین ترجمه های "turbante" به فارسی هستند.

turbante noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستار

    noun masculine
  • عمامه

    noun

    پوششی برای سر با سبکهای گوناگون میان مردم خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب آسیا

    Persone dall'aria cattiva, vestiti neri, turbante nero, e dentro, nel mio ufficio.

    افراد بسیار بد ذات، لباس سیاه بر تن داشتند، عمامه سیاه، و توی دفترم ریختند.

  • tokhme morgh ʼammâmé

  • ʼammâmé

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turbante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "turbante"

عباراتی شبیه به "turbante" با ترجمه به فارسی

  • آشفتگی · اختلال · اراذل و اوباش · انبوه · بی نظمی · جمعیت · دسته
  • باتیلوس · توربو
  • دختری با گوشواره مروارید
  • mokhtal · moztareb · moʼazzab · parishân · âshofté
  • parishân kardan · ranjândan · âzordan · آشفتن · سختي · پریشان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "turbante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه