ترجمه "bawa" به فارسی

بردن, آوردن, اوردن بهترین ترجمه های "bawa" به فارسی هستند.

bawa verb
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردن

    verb

    Acap kali aku minta bawa dia ke makam Auliya Hazrat Nizamuddin.

    بايد مقدمات بردن شاهدا رو به درگاه حضرت نظام اولياء در دهلي بچينيم.

  • آوردن

    verb

    Aku masih ingat mereka bawa kau, tapi aku lupa dimana.

    يادمه که تو رو پيشم آوردن ، ولي يادم نيست براي چي بود

  • اوردن

    verb

    Mereka bawa kucing Amerika bersama mereka.

    اونا با خودشون يه گربه امريکايي اوردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bawa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bawa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه