ترجمه "bawang" به فارسی
پیاز, پياز, سوخ بهترین ترجمه های "bawang" به فارسی هستند.
bawang
-
پیاز
nounKita berdua tahu awak bukan hanya mencuri bawang.
ببین جفتمون میدونیم اون چیزایی که موقع دزدیدنشون گیرت انداختم پیاز نبودن
-
پياز
Atau jus bawang untuk mengelakkan kecederaan yang serius.
يا آب پياز از برخي از عوارض جدي جلوگيري مي کنه.
-
سوخ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bawang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bawang" با ترجمه به فارسی
-
پیاز
-
موسیر
-
پیازچه
-
سير
-
ترهفرنگی
-
خاک درخت · سیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن