ترجمه "bawahan" به فارسی
افسر جز, زیردست, فرعی بهترین ترجمه های "bawahan" به فارسی هستند.
bawahan
-
افسر جز
adjective -
زیردست
adjectiveAku telah merancang semua ini dengan orang bawahan Hun, Yin Po.
من از قبل با زیردست هاو ین پو برنامه ریختم
-
فرعی
adjective -
مادون
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bawahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن