ترجمه "lambang" به فارسی
نماد, استشهاد, اعلام قبلی بهترین ترجمه های "lambang" به فارسی هستند.
lambang
noun
-
نماد
nounPaip dadah pada lambang CIA?
اون پيپ کراک که روي نماد سيا زدين ؟
-
استشهاد
noun -
اعلام قبلی
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندازه
- تمثیل
- خواص
- سمبل
- سوگندنامه
- شعار
- شهادت نامه
- شهرت
- علامت
- مثال
- مظهر
- نشانه
- نشانگر
- گواه
- گواهینامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lambang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن