ترجمه "lambat" به فارسی
آهسته, تاخیر ورود, دیر بهترین ترجمه های "lambat" به فارسی هستند.
lambat
adjective
-
آهسته
adjectivePada mulanya kemajuannya lambat, tetapi sedikit demi sedikit, dia belajar bahawa ia mudah untuk membuat kerja kudus ini.
پیشرفتش در آغاز آهسته بود، ولی کم کم یاد گرفت که چقدر انجام این کار مقدّس ساده بود.
-
تاخیر ورود
noun -
دیر
adjective noun adverbOh, taring dia lambat tumbuh, sama seperti kamu.
اوه ، اون دندونش دیر درمیاد درست مثل خودت
-
ترجمه های کمتر
- دیرکرد
- یواش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lambat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lambat" با ترجمه به فارسی
-
یواش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن