ترجمه "feit" به فارسی
فربه, چاق بهترین ترجمه های "feit" به فارسی هستند.
feit
-
فربه
adjectiveSalmisten snakket om slike personer da han sa: «Deres hjerte er blitt ufølsomt liksom fett.»
مزمورنویس دربارهٔ اینگونه انسانها میگوید: «دل ایشان مثل پیه فربه است.»
-
چاق
adjectiveSå kom deg ut, din store feite vannbøffel!
حالا برو بيرون ، بوفالوي آبي چاق و پير گنده بگ برو بيرون!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feit " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "feit" با ترجمه به فارسی
-
چربی اشباع
-
روغن · سنگینی · وزن · پیه · چربی
-
چربی اشباع
-
چربی غیراشباع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن