ترجمه "lede" به فارسی
اداره کردن ترجمه "lede" به فارسی است.
lede
دستور زبان
-
اداره کردن
verbJeg av alle vet hvor vanskelig det er å lede en bedrift.
من خوب ميدونم که اداره کردن يه بيزينس ، چقدر ميتونه سخت باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lede " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "lede" با ترجمه به فارسی
-
رهبر جامعه اسلامی · رهبر معظم · ولی فقیه در ایران
-
کارگردان هنری
-
لد زپلین
-
خط راهنما · رسانای · رهبر · سالار · سر · لیدر · مدیر
-
راههای دریایی
-
رسانای الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن