ترجمه "ledig" به فارسی
آزاد, بی کار, تَر و فرز بهترین ترجمه های "ledig" به فارسی هستند.
ledig
دستور زبان
-
آزاد
adjectiveJeg tror jeg er ledig.
آ ، خوب فکر کنم وقت آزاد داشته باشم
-
بی کار
adjective -
تَر و فرز
adjective
-
ترجمه های کمتر
- چابُک
- چالاک
- چُست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ledig " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن