ترجمه "planlegging" به فارسی

برنامه ريزي, برنامهریزی بهترین ترجمه های "planlegging" به فارسی هستند.

planlegging
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه ريزي

    noun m;f

    Når skal Johnny-gutten bli ferdig med planleggingen?

    اون " جاني " کي برنامه ريزي مهمونيش تموم ميشه ؟

  • برنامهریزی

    Nøye planlegging og det at barna var samarbeidsvillige, gjorde at Lidasi kunne begynne i heltidstjenesten i 1960.

    با برنامهریزی دقیق و همکاری فرزندانمان، لیداسی نیز توانست در سال ۱۹۶۰ خدمت تماموقت خود را آغاز کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planlegging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "planlegging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه