ترجمه "spille" به فارسی
نواختن, هنرپیشه شدن بهترین ترجمه های "spille" به فارسی هستند.
spille
دستور زبان
-
نواختن
verbDette er meg som spiller på fantasipianoet mitt.
اين من هستم در حال نواختن پيانوى خيالىام.
-
هنرپیشه شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spille " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "spille" با ترجمه به فارسی
-
ضبط نمایش اسلاید
-
بازی · بازی کردن
-
بازیکن · بازیگر · خنیاگر · نوازنده · پخش کننده
-
تصادفی
-
راهبرد نوبتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن