ترجمه "spiller" به فارسی
بازیکن, بازیگر, خنیاگر بهترین ترجمه های "spiller" به فارسی هستند.
spiller
masculine
دستور زبان
-
بازیکن
De forventer en milliard nye spillere i det neste tiåret.
اونها انتظار یک میلیارد بازیکن بیشتر رو در دهه آینده دارن.
-
بازیگر
noun masculineHvis du vil spille teater, kan du det.
اگه میخوای بازیگر شی ، پس اینو بدون که میتونی
-
خنیاگر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- نوازنده
- پخش کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spiller " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "spiller"
عباراتی شبیه به "spiller" با ترجمه به فارسی
-
ضبط نمایش اسلاید
-
بازی · بازی کردن
-
نواختن · هنرپیشه شدن
-
تصادفی
-
راهبرد نوبتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن