ترجمه "Fax" به فارسی

دورنگار, دورنگار, فاکس بهترین ترجمه های "Fax" به فارسی هستند.

Fax
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورنگار

    Fax wordt verzonden naar %

    ارسال دورنگار به %

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fax noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورنگار

    noun

    Deze versie kan alleen fax-bestanden lezen

    این نسخه ، فقط می‌تواند پرونده‌های دورنگار را بگرداند

  • فاکس

    noun

    Ik zit in de auto om ze vanuit kantoor naar u te faxen.

    راستش ، من الان توي ماشين هستم توي راه اداره تا اونا رو براتون فاکس کنم.

عباراتی شبیه به "Fax" با ترجمه به فارسی

  • دورنگاریدن · فکس کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Fax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه