ترجمه "fazant" به فارسی

تذرو, قرقاول بهترین ترجمه های "fazant" به فارسی هستند.

fazant noun masculine دستور زبان

kleurrijke hoendervogel

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تذرو

    noun masculine
  • قرقاول

    Toen ik hier gestrand was, was mijn eerste maaltijd was een fazant.

    وقتی اینجا گیر کردم اولین غذام یه قرقاول بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fazant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fazant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fazant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه