ترجمه "faxen" به فارسی
دورنگاریدن, فکس کردن بهترین ترجمه های "faxen" به فارسی هستند.
faxen
verb
noun
دستور زبان
-
دورنگاریدن
-
فکس کردن
Bedankt voor die memo die je hebt gefaxt.
مي خواستم بابت اطلاعات مهمي که برام فکس کردي ازت تشکر کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faxen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن