ترجمه "Mat" به فارسی

مات, شهمات, زیلو بهترین ترجمه های "Mat" به فارسی هستند.

Mat

Mat (district)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مات

    adjective

    Mat (district) [..]

    Ik zet jou mat in drie.

    چون باعث میشه خودم تو سه حرکت مات بشم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mat adjective noun verb masculine feminine دستور زبان

Niet helder, niet glimmend.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهمات

    noun
  • زیلو

    noun common
  • شاه مات

    interjection common
  • ترجمه های کمتر

    • فلز يا مس پرداخت نشدهوناخالص
    • مات
    • کیش و مات

عباراتی شبیه به "Mat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه