ترجمه "match" به فارسی

مسابقه ترجمه "match" به فارسی است.

match
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسابقه

    noun feminine

    Ik was te voorbarig toen ik zei dat de match bijna bekeken was.

    گفتم اين مسابقه به نفع گاي تموم ميشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " match " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "match" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "match" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه