ترجمه "kus" به فارسی

بوسه, ماچ بهترین ترجمه های "kus" به فارسی هستند.

kus noun verb masculine دستور زبان

het de lippen ergens tegenaandrukken om affectie uit te drukken [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوسه

    noun

    Jullie moeten allemaal het hoofd buigen voor mijn kus.

    همه شما بايد پيشاني تون رو براي بوسه من پايين بياريد.

  • ماچ

    noun

    Ik heb je pas nog een duif een kus zien geven.

    خودم ديدم نوک يه کبوتر رو ماچ کردي

  • [[ماچ]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kus"

عباراتی شبیه به "kus" با ترجمه به فارسی

  • بالش · بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن · متکا · مخده · کوسن
  • مرا ببوس
  • دریاکنار · رانكايرد · ساحل · لحاس · نتفر ريزارس · نديرس · کناره
اضافه کردن

ترجمه های "kus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه