ترجمه "kussen" به فارسی

بالش, بوسیدن, ماچ کردن بهترین ترجمه های "kussen" به فارسی هستند.

kussen verb noun neuter دستور زبان

een met zacht materiaal gevulde zak, dienende om het (slaap)comfort van de gebruiker te verbeteren [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالش

    noun

    Het kussen blijft bewaard en de inhoud ervan wordt een deel van de eerste Birmese bijbel.

    این بالش حفظ شده و محتویات آن بخشی از نخستین کتاب مقدس برمهای را تشکیل میدهد.

  • بوسیدن

    verb

    elkaar grieven bezorgden die zo diep zaten dat zelfs de latere kus en omhelzing

    و اینگونه بانی اندوهی میشدند که خود تحمل میکردند، ناگوارترین اندوهها، که با بوسیدن و آغوشگرفتن،

  • ماچ کردن

    verb

    Ik heb je pas nog een duif een kus zien geven.

    خودم ديدم نوک يه کبوتر رو ماچ کردي

  • ترجمه های کمتر

    • لب گرفتن
    • متکا
    • مخده
    • کوسن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kussen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kussen" با ترجمه به فارسی

  • kus
    بوسه · ماچ
  • مرا ببوس
  • دریاکنار · رانكايرد · ساحل · لحاس · نتفر ريزارس · نديرس · کناره
اضافه کردن

ترجمه های "kussen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه