ترجمه "kust" به فارسی

ساحل, دریاکنار, رانكايرد بهترین ترجمه های "kust" به فارسی هستند.

kust noun verb masculine دستور زبان

Een grens of zone waar het vasteland de zee of een andere wateruitgestrektheid ontmoet. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Een grens of zone waar het vasteland de zee of een andere wateruitgestrektheid ontmoet.

    Het enige wat ik kon bedenken, was terug naar de kust te zwemmen.

    تنها چیزی که به فکرم رسید این بود که دور زده و بطرف ساحل شنا کنم.

  • دریاکنار

    noun
  • رانكايرد

    noun mf
  • ترجمه های کمتر

    • لحاس
    • نتفر ريزارس
    • نديرس
    • کناره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kust"

عباراتی شبیه به "kust" با ترجمه به فارسی

  • kus
    بوسه · ماچ
  • بالش · بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن · متکا · مخده · کوسن
  • مرا ببوس
اضافه کردن

ترجمه های "kust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه