ترجمه "oppervlakkig" به فارسی

سرسری ترجمه "oppervlakkig" به فارسی است.

oppervlakkig adjective دستور زبان

niet diepgaand of niet grondig

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرسری

    Ik bedoel, als je baby's oppervlakkig beschouwt, lijken ze nogal nutteloos.

    منظورم اینه که اگه به بچهها سرسری نگاه کنیم اونا كاملا به دردنخور به نظر میرسن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oppervlakkig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oppervlakkig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه