ترجمه "oppervlakte" به فارسی

سطح, مساحت بهترین ترجمه های "oppervlakte" به فارسی هستند.

oppervlakte noun feminine دستور زبان

vlak dat iets naar boven begrenst

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سطح

    noun

    Hier gebruikt ze een pomp om water naar de oppervlakte van de ijskap te halen.

    او اینجا از پمپی برای برگرداندن آب به سطح صفحه یخی استفاده میکند.

  • مساحت

    noun

    Voor wind is het oppervlakte groter, maar een veel kleinere voetafdruk.

    برای باد، فضای زیادتری لازم است، ولی مساحت بسیار کوچکتر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oppervlakte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oppervlakte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oppervlakte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه