ترجمه "rusteloos" به فارسی
بيقرار, بیقرار بهترین ترجمه های "rusteloos" به فارسی هستند.
rusteloos
adjective
دستور زبان
-
بيقرار
adjectiveRusteloze zielen zoals Kelly blijven normaal niet zo lang.
آدمي بيقرار مثل کلي ، معمواً توي جاهايي مثل لوميس زياد نميمونه.
-
بیقرار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rusteloos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن