ترجمه "rustig" به فارسی
آرام, خاموش, بي صدا بهترین ترجمه های "rustig" به فارسی هستند.
rustig
adjective
دستور زبان
Niet druk, van een lage kwantiteit. [..]
-
آرام
adjectiveSereen, zelfbeheerst en vrij van opwinding vooral in tijden van stress.
Ze is beleefd en rustig, met een hart van goud.
مودب و آرام، با قلبی از طلا.
-
خاموش
adjectiveMisschien bestaat er een soort rustige, onderhuidse rel die ons voortdurend bezielt.
شاید نوعی شورش خاموش و زیرپوستی وجود داشته باشد که دائما به ما زندگی و تحرک میبخشد.
-
بي صدا
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کم صدا
- کم گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rustig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن