ترجمه "straal" به فارسی
شعاع, بامه, پرتو بهترین ترجمه های "straal" به فارسی هستند.
straal
noun
verb
adverb
feminine
دستور زبان
Een stroom van deeltjes of elektromagnetische golven. [..]
-
شعاع
wiskunde [..]
Ze moeten binnen een straal van twee straatblokken in gang gezet zijn.
حتماً باید در شعاع دو چهارراه باشی تا بتونی منفجرش کنی.
-
بامه
noun feminine -
پرتو
noun feminineDit begon nadat we geëxperimenteerd hadden met X-stralen.
همه چيز با آزمايشها ي پرتو افشاني شروع شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " straal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "straal" با ترجمه به فارسی
-
تابيدن · درخشش
-
شعاع کووالانسی
-
قطر هیدرولیک
-
تابان · درخشان · لیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن