ترجمه "stralen" به فارسی
تابيدن, درخشش بهترین ترجمه های "stralen" به فارسی هستند.
stralen
verb
noun
دستور زبان
straling uitzenden
-
تابيدن
verbMaar de andere drie voelden gevaar aan en begonnen intense hitte uit te stralen.
ولي سه تا پيله ديگه احساس خطر کردن و شروع کردن به تابيدن گرماي شديد.
-
درخشش
Zijn gezicht straalt als de zon en zijn kleren beginnen te glanzen als helder, wit licht.
رسولان دیدند که صورت عیسی همچون خورشید میدرخشید و ردایش همچون نور به درخشش درآمد و سفید شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stralen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stralen" با ترجمه به فارسی
-
شعاع کووالانسی
-
بامه · شعاع · پرتو
-
قطر هیدرولیک
-
تابان · درخشان · لیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن