ترجمه "stralend" به فارسی
تابان, درخشان, لیان بهترین ترجمه های "stralend" به فارسی هستند.
stralend
particle
دستور زبان
Zeer helder. [..]
-
تابان
adjectiveDe bediening van Jezus onder de mensen is als een stralend licht van goedheid.
زندگی عیسی هنگام خدمت در میان مردم مثل نور افکن تابان نیکوکاری بود.
-
درخشان
adjectiveEen stralende ster aan het einde van de weg. Het moet wel.
بايد باشه ، ستاره اي درخشان در انتهاي مسير
-
لیان
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stralend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stralend" با ترجمه به فارسی
-
تابيدن · درخشش
-
شعاع کووالانسی
-
بامه · شعاع · پرتو
-
قطر هیدرولیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن