ترجمه "Inspekt" به فارسی
قاب سرد, چارچوبهاي گياهی, سرچشمه بهترین ترجمه های "Inspekt" به فارسی هستند.
Inspekt
-
قاب سرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Inspekt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
inspekt
Noun
noun
masculine
دستور زبان
ogrod. skrzynia bez dna z przeszklonym zamknięciem do uprawy roślin; [..]
-
چارچوبهاي گياهی
-
سرچشمه
noun -
چارچوبهای باغی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن