ترجمه "Pyłek" به فارسی
گرده, گرده, garde بهترین ترجمه های "Pyłek" به فارسی هستند.
Pyłek
-
گرده
nounPyłek jest mały. Przykleja się do różnych rzeczy.
گرده ها بسيار كوچك هستند.انها روي سطوح مختلف مي نشينند وبا خارهايشان به آنها مي چسبند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pyłek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pyłek
Noun
noun
masculine
دستور زبان
zdrobn. od: pył [..]
-
گرده
nounCo więcej, jest tyle różnych rodzajów pyłku, ile jest na świecie roślin okrytonasiennych.
اینجا تعداد زیادی گرده متفاوت وجود داره که گیاهان را گلدار می کنند.
-
garde
-
دانه گرده
nounKażdy pylnik zawiera do 100 tys. ziaren pyłku,
هر بساك مي تواند تا 100000 دانه گرده را در خود جاي دهد.
-
ترجمه های کمتر
- دانههاي گرده
- ريزهاگها
تصاویر با "Pyłek"
عباراتی شبیه به "Pyłek" با ترجمه به فارسی
-
كشت گرده · کشت بساک
-
ناسازگاری گرده
-
دانههاي گرده · ريزهاگها · گرده
-
رویش گرده
-
درازشدگي گرده
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
-
زايشپذيري گرده
-
ريزهاگها (گرده)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن