ترجمه "bankier" به فارسی

صراف, کارمند بانک بهترین ترجمه های "bankier" به فارسی هستند.

bankier Noun noun masculine دستور زبان

właściciel lub dyrektor banku [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صراف

    noun

    Około 90 lat temu mieszkał tu bankier o nazwisku Thorpe.

    ... حدود 90 سال قبل " يه صراف اينجا بود بنام " تروپ

  • کارمند بانک

    Dla nich jestem zaręczona z bankierem o imieniu Steven.

    من با يه کارمند بانک به اسم " استيون " نامزد کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bankier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bankier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه