ترجمه "bród" به فارسی

فرناد, پایاب, گدار بهترین ترجمه های "bród" به فارسی هستند.

bród noun masculine دستور زبان

płytkie miejsce w wodzie, zwłaszcza w rzece, umożliwiające przeprawienie się na drugi brzeg [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرناد

    noun
  • پایاب

    noun
  • گدار

    noun

    W bród czasu, bród śmierci.

    رو به جلو به گدار زمان زدن ، به گدار مرگ زدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bród " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bród
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدار

    noun

    W bród czasu, bród śmierci.

    رو به جلو به گدار زمان زدن ، به گدار مرگ زدن

تصاویر با "bród"

عباراتی شبیه به "bród" با ترجمه به فارسی

  • ريش · ریش · زنخدان · چانه · چکن
  • چانه
  • ريش · ریش · زنخدان · چانه · چکن
اضافه کردن

ترجمه های "bród" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه