ترجمه "bród" به فارسی
فرناد, پایاب, گدار بهترین ترجمه های "bród" به فارسی هستند.
bród
noun
masculine
دستور زبان
płytkie miejsce w wodzie, zwłaszcza w rzece, umożliwiające przeprawienie się na drugi brzeg [..]
-
فرناد
noun -
پایاب
noun -
گدار
nounW bród czasu, bród śmierci.
رو به جلو به گدار زمان زدن ، به گدار مرگ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bród " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bród
-
گدار
nounW bród czasu, bród śmierci.
رو به جلو به گدار زمان زدن ، به گدار مرگ زدن
تصاویر با "bród"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن