ترجمه "brzuch" به فارسی
شکم, بطن, کم بهترین ترجمه های "brzuch" به فارسی هستند.
brzuch
noun
masculine
دستور زبان
anat. dolna część tułowia; [..]
-
شکم
nounMasa jest niegroźna, więc zostanie w brzuchu, aż urodzisz dziecko.
توده بی خطره. واسهٔ همین راستش تا موقع زایمان توی شکم باقی می مونه.
-
بطن
nounRana postrzałowa brzucha i klatki piersiowej.
گلوله شليک شده وارد بطن و سمت چپ سينه شده.
-
کم
adjective pronoun noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brzuch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brzuch"
عباراتی شبیه به "brzuch" با ترجمه به فارسی
-
درد شکمی
-
شکم حاد
-
رقص عربی
-
رقص عربی
-
عضله راست شکم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن