ترجمه "brzydki" به فارسی
زشت ترجمه "brzydki" به فارسی است.
brzydki
adjective
masculine
دستور زبان
subiektywnie pozbawiony piękna, wartości estetycznych [..]
-
زشت
adjectiveTo znaczy, nie trzeba nikomu mówić, że jego łysina się powiększa albo że ma brzydkie dziecko.
یعنی لازم نیست به کسی بگویید که کچل است و سرش میدرخشد یا فرزندش زشت است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brzydki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brzydki"
عباراتی شبیه به "brzydki" با ترجمه به فارسی
-
بخار · بخار دهان · تعفن
-
مردی
-
مردی
-
اصطلاح عوامانه · پلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن