ترجمه "czara" به فارسی

جام, ساغر, قطعه بهترین ترجمه های "czara" به فارسی هستند.

czara noun feminine دستور زبان

owalne płytkie naczynie służące do picia win i miodów [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جام

    noun

    Pięknie wykonana czara, mój lordzie.

    جام بسيار زيباييه ، سرورم

  • ساغر

    noun
  • قطعه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " czara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Czara noun

geogr. rzeka w Rosji, w obwodzie irkuckim, czytyjskim i Jakucji; lewy dopływ Olokmy;

+ اضافه کردن

"Czara" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Czara در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "czara" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "czara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه