ترجمه "czary" به فارسی
جادو, کار خارق العاده, کید بهترین ترجمه های "czary" به فارسی هستند.
czary
noun
masculine
feminine
دستور زبان
magiczne obrzędy
-
جادو
nounJuż zniknął nam sprzed nosa jak za sprawą czarów.
دقيقا جلوي چشمامون غيبش ميزنه مثه سحر و جادو ميمونه.
-
کار خارق العاده
noun -
کید
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " czary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "czary" با ترجمه به فارسی
-
آلیس در سرزمین عجایب
-
هری پاتر و جام آتش
-
افسون · التماس · طلسم
-
جام · ساغر · قطعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن