ترجمه "kieszeń" به فارسی
جیب, استفاده نامشروع, جیفه دنیا بهترین ترجمه های "kieszeń" به فارسی هستند.
kieszeń
noun
feminine
دستور زبان
kraw. rodzaj małego schowka np. w ubraniu lub torbie; [..]
-
جیب
nounDzięki temu komputer, który kiedyś zajmował cały pokój, mieści się teraz w kieszeni.
همین باعث شده که کامپیوتری که به اندازه یک اتاق بزرگ بود حالا در جیب شما جا میشود.
-
استفاده نامشروع
noun -
جیفه دنیا
noun
-
ترجمه های کمتر
- خمیر
- سود
- غارت
- مال
- مال حرام
- مال دنیا
- نان
- پول
- چپاول
- کاهو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kieszeń " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kieszeń"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن