ترجمه "kij" به فارسی
عصا, چوب, چوبک بهترین ترجمه های "kij" به فارسی هستند.
kij
noun
masculine
دستور زبان
długi patyk; [..]
-
عصا
SPÓJRZ, na tym kiju rosną kwiaty i migdały.
گلها و بادامهای رسیدهای را که بر این چوبدستی یا عصا روییده است ببین.
-
چوب
nounTeraz wiem, jak wygląda pianino po uderzeniu kijem bejsbolowym.
حالا ميدونم وقتي يه نفر با چوب بيسبال روي پيانو بزنه چه شکلي ميشه.
-
چوبک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kij " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kij
Proper noun
دستور زبان
Kij (postać legendarna)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kij" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kij در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "kij"
عباراتی شبیه به "kij" با ترجمه به فارسی
-
کییف
-
الوار · تخته
-
چماق و هویج
-
کیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن