ترجمه "kijanka" به فارسی

بچه قورباغه, نوزاد قورباغه, نوزاد قورباغه بهترین ترجمه های "kijanka" به فارسی هستند.

kijanka noun feminine دستور زبان

zool. prowadząca wodny tryb życia larwa płazów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه قورباغه

    noun

    Co byśmy zrobili, gdyby pacjent był trochę większy od kijanki?

    اگه بيمار فقط يک بچه قورباغه نبود چيکار ميکرديم ؟

  • نوزاد قورباغه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kijanka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kijanka noun masculine

larwa żaby [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوزاد قورباغه

    larwa płaza

تصاویر با "kijanka"

اضافه کردن

ترجمه های "kijanka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه