ترجمه "krwawy" به فارسی

بی رحمانه, خون ریخته, خونخوار بهترین ترجمه های "krwawy" به فارسی هستند.

krwawy adjective masculine دستور زبان

taki, który zawiera krew, t. będący skutkiem krwawienia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی رحمانه

    adjective
  • خون ریخته

    adjective
  • خونخوار

    adjective

    A Krwawa Maria była moją królową.

    و ماري خونخوار ملکه ام بود

  • ترجمه های کمتر

    • خونریز
    • خونى
    • خونی
    • خونین
    • سفاک
    • قاتل
    • کشتار یکدیگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krwawy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "krwawy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krwawy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه