ترجمه "krwinka" به فارسی

سلولهای خون, ذره, سلولهاي خون بهترین ترجمه های "krwinka" به فارسی هستند.

krwinka noun feminine دستور زبان

biol. komórka krwi [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلولهای خون

    To, co teraz mieści się w kieszeni, za 25 lat zmieści się w krwince.

    چیزی که الان در جیب های ما جا میشه، ظرف 25 سال آینده در سلولهای خون ما جا میگیره.

  • ذره

    noun
  • سلولهاي خون

  • گویچههای خونی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krwinka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "krwinka" با ترجمه به فارسی

  • ترومبوسيتها · پلاكتهاي خون · پلاکتها
  • سفیدگویچهها · سلولهاي خوني سفيد · لوکوسیتها · لکوسیتها · گلبولهای سفید · گویچههای سفید
  • ارتروسیتها · اريتروبلاستها · اریتروسیتها · سرخگویچهها · سلولهاي خوني قرمز · گلبولهای قرمز · گویچههای سرخ
  • تشكيل خون · خونسازی · سرخگويچهسازي · سفیدگویچهسازی
  • گلبول سفید خون
اضافه کردن

ترجمه های "krwinka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه