ترجمه "opona" به فارسی
لاستیک ترجمه "opona" به فارسی است.
opona
noun
feminine
دستور زبان
mot. zewnętrzna część koła nakładana na felgę lub obręcz; [..]
-
لاستیک
nounTen facet chciał strzelić w oponę, by spowodować małą kolizję.
این ایده ی اون بود که به لاستیک شلیک کنه ، فقط به خاطر یه ترک کوچیک.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opona " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "opona"
عباراتی شبیه به "opona" با ترجمه به فارسی
-
سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
-
مننژيت ائوزينوفيلي
-
سینوسهای سیاهرگی سختشامه
-
شامهگان
-
تایر
-
مننگوآنسفاليت
-
سختشامه
-
آرناویریده · ويروس كوريومننژيت لنفوسيتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن