ترجمه "pluć" به فارسی

تف, دشنه, تف کردن بهترین ترجمه های "pluć" به فارسی هستند.

pluć verb دستور زبان

wyrzucać, wydalać coś z ust, najczęściej ślinę [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تف

    noun

    Teraz na ulicach Oslo to brązowi ludzie pluli mi w twarz.

    در خیابان اوسلو، این دفعه توسط مردی رنگین پوست به صورتم تف شد.

  • دشنه

    noun
  • تف کردن

    verb

    Nie tak dawno ci sami ludzie pluli na moją siostrę.

    همین مردم عادی چند وقت پیش به سمت خواهرم تف کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pluć " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pluć"

اضافه کردن

ترجمه های "pluć" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه