ترجمه "relatywny" به فارسی
خویشاوند, متناسب, نسبی بهترین ترجمه های "relatywny" به فارسی هستند.
relatywny
adjective
Stosunkowy [..]
-
خویشاوند
adjective -
متناسب
adjective -
نسبی
adjectiveJego zespół tworzył szczegółowe obliczenia relatywnego wpływu różnych źródeł energii.
تیمش محاسبات گسترده ای انجام داده است در مورد آثار نسبی منابع انرژی مختلف.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relatywny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relatywny" با ترجمه به فارسی
-
خط فقر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن