ترجمه "relief" به فارسی

نقشبرجسته, برجسته بهترین ترجمه های "relief" به فارسی هستند.

relief noun masculine دستور زبان

płaskorzeźba; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقشبرجسته

  • برجسته

    noun

    Relief ukazujący Kserksesa I (stoi) oraz Dariusza I Wielkiego (siedzi)

    نقش برجسته از خشایارشای اوّل (ایستاده) و داریوش کبیر (نشسته)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "relief"

عباراتی شبیه به "relief" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه