ترجمه "religia" به فارسی

دین, مذهب, کیش بهترین ترجمه های "religia" به فارسی هستند.

religia noun feminine دستور زبان

rel. system wierzeń i praktyk, określający relację jednostki do różnie pojmowanej sfery sacrum, czyli świętości i sfery boskiej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دین

    noun

    Raczej unikaj dyskusji o religii i polityce.

    ترجیحاً شما از بحث راجع به دین و سیاست اجتناب کنید.

  • مذهب

    noun

    Od lat kraj jest podzielony między politykę a religię.

    براى سالها، اين كشور بين سياست و مذهب تقسيم شده است.

  • کیش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آیین
    • din
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " religia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "religia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "religia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه