ترجمه "starszy" به فارسی
بزرگتر, مهتر بهترین ترجمه های "starszy" به فارسی هستند.
starszy
adjective
noun
masculine
دستور زبان
w wieku dojrzałym, niemłody [..]
-
بزرگتر
nounJest starszy ode mnie o dwa lata.
او دو سال از من بزرگ تر است.
-
مهتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " starszy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "starszy" با ترجمه به فارسی
-
بازمانده · موروثی
-
pir · پير · پيرمرد
-
عهد عتیق
-
ساحره · مادربزرگ
-
kohne · pir · باستانی · بوی ناگرفته · بیات · دیرین · سابق · قبلی · قدیمی · مبتذل · مسن · پیر · پیشین · کهن · کهنسال · کهنه
-
اولدلاندر
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن